dew

Posted by MOHAMMAD (BANDAR ABBAS, Iran) on 21 January 2008 in Plant & Nature.

ای مهربان تر ازبرگ دربوسه های باران _ بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه نگاهت پیوند صبح وساحل _لبخند گاه گاهت صبح ستاره باران
بازاکه در هوایت خاموشی جنونم _ فریاد ها برانگیخت ازسنگ کوهساران
ای جویبارجاری زین سایه برگ مگریز _کاین گونه فرصت از کف دادند بیشماران
گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم _ بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران
بیگانگی زحد رفت ای آشنا مپرهیز _ زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش ازمن وتو بسیاربودند ونقش بستند _دیوار زندگی را زین گونه یادگارن
وین نغمه محبت بعدازمن وتو ماند _ تا در زمانه باقیست آواز باد وباران

شفیعی کدکنی

Canon EOS 400D
1/100 second
F/7.1
ISO 200
27 mm